ریکا و کیجای من

امیرعلی و مهراسا معافی

پسرم ودخترم

نایت اسکین

دوستتون دارم اما نه به اندازه ی بارون چون یه روز بند میاد

دوستتون دارم اما نه به اندازه ی برف چون یه روز آب می شه

دوستتون دارم اما نه به اندازه ی گل چون یه روز پژمرده می شه

دوستتون دارم به اندازه ی یه دنیا چون هیچ وقت تموم نمی شه

عکس عاشقانه فانتزی

دبستان مهدی رشتی

خونه گلی کاردستی دختر نازم برای نمایشگاه کلاسشون دخترم و دوستانش تو حیاط مدرسه اولین یلدا وانیای عزیز مهراسا جون کنار مربی عزیزش همه هستی من ان شاالله همیشه بخندی اینم وانیا جون دختر نازم صف اول از سمت راست ۷ نفر در حال خندیدن جیگر من از دوستش یاد گرفته موهاش و این مدلی بده بیردن نمایشگاه مدرسه مهراسا جون کاردستی فرش با هنرمندی مهراسا جون عشقم سر کلاس ش...
26 دی 1396

دریا

همه زندگی من داشتی با چوب روی ماسه ها برای مامانی قلب میکشیدی امیر علی و مهراسا جان من اینم اسب بازی مهراسا جون میخواستی یا موبایل خودت سلفی بگیری اینم جوجه های من و موتور سواری اینم بزور بچه ها و آوردم عکس بگیرن چون هر کدومشون یه جا میخواستن برن و یهو به آب بزنن مخصوصا مهراسا خانم میگفت اصلا هوا سرد نیست یکم برم تو آب و بالاخره هم یواشکی کفشش و خیس کرد دریا و عشق یه روز جمعه خیلی سرد مامانی و جوجه هاش هوس دریا کردن تمام دنیا رو بهم می ریزم تا خنده های شما دوتا رو ببینم اینم مرد کوچک من...
26 دی 1396

بدون عنوان

✍️ ارسال مطلب و عکس در وبلاگ اینم دسته گل مامانی اینم کیک نارگیلی مامانی با کمک دو تا سر آشپز کوچولوها دختر نازم آماده شده بره خونه خاله کوثر مهمونی اینم پستی بعد چند روز تلاش که تلگرام درگیر بود دختر نازم تازه یاد گرفته سرش و خودش بشوره مثل اینکه بالاخره رباتها هم آزاد شدن ...
23 دی 1396

برای دل مامانی

یاد اون قدیمها به خیر به دیدن این عکس من رفتم به گذشته ای دور چقدر خوش بودیم با ۶ تا بچه قدو نیم قد چقدر می خندیدیم و خوش بودیم چقدر خرابکاری میکردیم "می نویسمت..." می نویسمت با عشق هر بامداد بر برگ ...بر گلبرگ شاید نسیم صبحگاهی به آغوشت بیفکند دست نوشته های خیس از اشک مرا تا ...بخاطرت باز آیم ! می نویسمت بر ابر بر باد می نویسمت تا وزان شود نامت ای مرد اندیشه های سبزم همواره در باورم ... می نویسمت بر پهنه آسمان دلم تا هر بار که به شوق دیدنت پلک می گشایم و چشم بر خورشید و درخشش آفتابش میدوزم نامت را بنگرم ... تا ...بخاطرم باز آیی! می نویسمت بر آب...
8 دی 1396

روز پسر ۷ دی

روز پسر به پسر عزیز تر از جانم مبارک گل پسر مامان روز پسر پسر پسر قند عسل مامانی اینم شیرین زبون مامانی تمام هستی من و حاصل عشقی جاودان تدارک مامانی برای گل پسرش هنر نمایی مامانی برای جوجه های نازش جاتون خالی عزیزترینم فرزندانم من مادرتون هستم ...... هیچ کس مرا مجبور به مادری نکرد من به اختیار مادر شدم تا بدانم معنی بیخوابیهای شبانه را، تا بیاموزم پنهان کردن درد را پشت حجمی از سکوت تا بدانم حجم یک لبخند کودکانه تان میتواند معجزه زندگی دوباره ام باشد ؛ من نه بهشت میخواهم و نه آسمان و نه زمین؛ بهشت من زمین من و زندگی من نفس های شما...
8 دی 1396

گل نرگس

دختر زیبای من با اولین دسته گل نرگس امسال دخترم زیباترین عطر نرگسیها خورشید من تر و تمیز و ترگل بر گل تازه از حمام اومده بود اینم عکسم با تمام تلاش وسط خنده هاتون گرفتم، وروجکهای من و بابایی الهی همیشه همیشه همیشه لبتون خندون و دلتون شاد باشه زندگی زیباست فرزندان من این دوروز دنیا روز بروز میگذرد پس بخندید و شاد باشید تا به خوشی بگذرد .... امروز ۷ دی ماه هست و امیر علی جون از ۹ دی ماه امتحاناتش شروع میشه و ان شاءالله که به خوبی و خوشی تموم بشه 🥇 🥇........
7 دی 1396

یلدای ۱۳۹۶ سفر به سمنان

دختر عزیزم با لباس محلی و یلدای مدرسه مهراسا جون شب یلدا سمنان بود اینم پدر و پسری اینم کیک مامانی پز خونه عمه جون با کمترین امکانات تمام زندگی منو بابایی این وروجک منه ژله و دسر میوه ای هنر مامانی و ریحانه جون اینم بیسکوییت شکلاتی مهراسا و ریحانه جون هنرمند و شام با عمه جون رفتیم بیرون خورشید من شام مامانی اینم نمای تاریکش سفره یلدا خونه عمه جون با هنر نمایی مامانی باباجون و همسر عزیزم یلدا سال ۱۳۹۶ سمنان ...
3 دی 1396

یلدا ۱۳۹۶ مدرسه دختر نازم

یلدای ۱۳۹۶ تموم هستی من از زندگی جوجه های زیبای من از سمت راست ترنج و هلیا و رژینا و نازنین نشسته هستن و زهرا فلاحی و نجمه امیری و هلیا و مریم و سوگل فردیس و پریا اولین یلدای وانیای عزیز تزئینات مامانی برای مدرسه دختر نازش عزیزای من اینم ترنج دوست مهراسا جون اینم پکیج امیرعلی و مهراسا مهراسا جونم با معلمش جشن یلدای امسال مهراسا جون کنار مربی عزیزش خانم نوری خیلی خیلی خوش گذشت اینم وانیا جون مهراسا با دوستان گلش کن از مهراسا جون زهرا حق پرست و مهرگان گوران کیانا...
28 آذر 1396

دبستان شهید مهدی رشتی شیفت عصر

مهراسا و خاطرات پیش دبستان واحد بهداشت و مسواک زدن بچه ها دختر نازم در حال کار دستی درست کردن اینم بازی وروجک من تو مدرسه اینم جوجه کوچولوی من با دوستاش آزمایش علوم داره دختره نازم حس چشایی مهراسا و دوست عزیزش سوگل جون ...
19 آذر 1396

دختر زیبای من

مهراسا جونم با تکلیفهاش مهراسا جون وقتی از مدرسه میاد زود و تند و سریع تمام تکلیفش و انجام میده الهی مامان فدای دختر نازش بشه اینم کاردستی مدرسه عشق من این کاردستی و خودش با دستهای کوچیکش ربان و مثل نخ و سوزن دوخت و من براش پاپیون زدم اینم گیس بافته دخترجونم مهراسا جون اولین دندون شیری پایینش افتاد اینم یهویی مهراسا با عروسکش وقتی که خواهر داری غم نداری اینم جوجه های من مهراسا از مدرسه اومده بود و داداش جونش بهش نهار میداد زیباترین لحظه های زندگی من دیدن خنده های شیرین این دو تا وروجکه ️ ...
19 آذر 1396