برای دل مامانی

یاد اون قدیمها به خیر
به دیدن این عکس
چقدر خوش بودیم با ۶ تا بچه قدو نیم قد
چقدر می خندیدیم و خوش بودیم
چقدر خرابکاری میکردیم
"می نویسمت..."
می نویسمت با عشق
هر بامداد
بر برگ ...بر گلبرگ
شاید نسیم صبحگاهی
به آغوشت بیفکند
دست نوشته های خیس از اشک مرا
تا ...بخاطرت باز آیم !
می نویسمت بر ابر
بر باد می نویسمت
تا وزان شود نامت
ای مرد اندیشه های سبزم
همواره در باورم ...
می نویسمت بر پهنه آسمان دلم
تا هر بار که به شوق دیدنت
پلک می گشایم
و چشم بر خورشید و درخشش آفتابش میدوزم
نامت را بنگرم ...
تا ...بخاطرم باز آیی!
می نویسمت بر آب
بر موج
بر دریا می نویسمت
و بر اقیانوس که چونان آغوشت
هزاران بار
تجلی بیکران رحمت است ...
می نویسمت آری ...می نویسمت
بر خاک
بر سنگ می نویسمت
بر کوه
بر پیکر درختان جنگل می نویسمت
می نویسمت ...آری
با اشک می نویسمت ...
و سهم اندکم را
از نداشتن همیشه ات
بگو ...چگونه
از کجا بگیرم ؟؟
این و به یاد قدیم گرفتم
وقتی روشنش کردم واقعا بوی قدیم میداد
خیلی حس خوبی داره وقتی روشنش میکنم

زندگی بارش عشق است …
بر اندیشه ی ما
تابش دوست برای همه وقت
بودنش در همه حال …
زندگی خاطره ی امروز است … مانده در طاقچه ی فرداها …

https://t.me/joinchat/BN5tEhE0WoQuIBoTGyp8gg
گروه مامانی و دوستان
آدرس کانال گروه
@chef217

آرزوڪن
دستهـاے خـدا پـر از معجـزهست
شایـد بزرگتـرین آرزوےتـو
ڪوچڪــترین معجـزه او بـاشـد


میتوان زیبا زیست…
نه چنان سخت که از عاطفه دلگیر شویم،
نه چنان بی مفهوم که بمانیم میان بد و خوب!
لحظه ها میگذرند
گـــــرم باشیم پر از فــــکر و امید…
عشـــــق باشیم و سراسر خــورشید…

من نميتونم متوقف بشم؛ بايد تلاش كنم و ادامه بدم؛ شكست براي همه اتفاق ميفته مهم درس گرفتن از اون و تلاش دوباره ست. تو هم #ادامه_بده دوست من
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




برای دل مامانی 

